الشيخ عباس القمي

1502

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )

بيرون آورد از آستين خود كاغذهايى و به ما داد و فرمود : اين جوابهاى كاغذهاى شما است ، ما گفتيم كه : زاد و توشهء ما به آخر رسيده پس اگر رخصت فرماييد داخل مدينه شويم و زيارت كنيم حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را و توشه بگيريم ، فرمود : بياوريد آنچه با شما است از توشه ، ما بيرون آورديم توشهء خود را به سوى آن حضرت ، آن جناب آن را به دست خود گردانيد و فرمود : اين مىرساند شما را به كوفه و امّا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پس ديديد شما بدرستى كه من نماز صبح را با ايشان گذاشته‌ام و مىخواهم نماز ظهر هم با ايشان به جا آورم ، برگرديد در حفظ خدا . [ 1 ] ( مؤلّف گويد ) : فرمايش آن حضرت كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را ديديد دو معنى دارد : يكى آن كه نزديك به مدينه شديد و قرب به زيارت در حكم زيارت است ، دوم آن كه رؤيت من به منزلهء رؤيت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است چون مرا ديديد پس پيغمبر را ديده‌ايد ، و اين معنى درست است هرگاه از آن محلّ كه بودند تا مدينه مسافت بعيدى باشد . علّامه مجلسى فرموده : معنى اوّل اظهر است ، و احقر گمان مىكنم كه معنى دوّم اظهر باشد و مؤيّد اين معنى روايتى است كه ابن شهر آشوب نقل كرده كه وقتى ابو حنيفه آمد بر در منزل حضرت صادق عليه السّلام كه از حضرت استماع حديث كند ، حضرت بيرون آمد در حالى كه تكيه بر عصا كرده بود ، ابو حنيفه گفت : يا بن رسول اللّه ! شما نرسيده‌ايد از سن به حدّى كه محتاج به عصا باشيد ، فرمود : چنين است كه گفتى ، لكن اين عصا عصاى پيغمبر است من خواستم تبرّك بجويم به آن ، پس برجست ابو حنيفه به سوى عصا و اجازه خواست كه ببوسد آن را ، حضرت صادق عليه السّلام آستين از ذراع خود بالا زد و فرمود به او : به خدا سوگند دانسته‌اى كه اين بشرهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است و اين از موى آن حضرت است و نبوسيده‌اى آن را و مىبوسى عصا را .

--> [ 1 ] اختيار معرفة الرجال ، ج 2 ، ص 735 ؛ بحار الأنوار ، ج 48 ، ص 34 به نقل از آن ؛ الصراط المستقيم ، ج 2 ، ص 191 ؛ العوالم ، ج 21 ، ص 130 به نقل از رجال كشى .